خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آیدبرافشان زلف را تا زاهد از ایمان برون آید
۲
دهد گر لعل سیرابت منادی، جانگدازان راخضر لب تشنه از سرچشمهٔ حیوان برون آید
۳
فرو خوردم ز بیم خویت از بس اشک خونین راز چشمم جای مژگان، پنجهٔ مرجان برون آید
۴
قدم از وادی شوقت کشیدن، نیست مقدورممرا گر خار پا از دیده چون مژگان برون آید
صفحهٔ ۱ از ۳