خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درکارگاه غیب چو طرح لباس شدگل را حریر قسمت و ما را پلاس شد
۲
حربا نکرد روی به محراب آفتابدر خاک نقش پای تو تا روشناس شد
۳
بر خاک حسرت، از دم شمشیر ناز تویک قطره خون چکید و دل بی هراس شد
۴
ما جمله مظهریم جمال تو را ولیآیینه در میانهٔ ما روشنانس شد
صفحهٔ ۱ از ۲