خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حریف عیش جهان بی دماغ می ماندپیاله می رود از دست و داغ می ماند
۲
چنین که عشق زند ره، فقیه و زاهد راکدام مرد، به کنج فراغ می ماند
۳
ز خوی آتش عشق غیور، بوالعجب استکه آشیانهٔ بلبل به باغ، می ماند
۴
چنان ز زلف تو آشفته است خاطر منکه بوی نافه به موی دماغ می ماند
صفحهٔ ۱ از ۲