شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساغر نزنم تا بتوان خون جگر زدبر سر نزنم گل، چو توان دست به سر زد
۲
گویا به چمن تند وزیده ست نسیمیاین مرغ گرفتار صفیری به اثر زد
۳
پرداخته بودم ز سواد دو جهان چشمآن طره ی طرار ، مرا راه نظر زد
۴
بازوی شکارافکن آن غمزه بنازمتیرش اگر از سینه خطا شد به جگر زد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth