شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۳۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به شوخی شرری در پر پروانه زدندآتش عشق مرا در دل دیوانه زدند
۲
وقت مستان تو خوش باد که در دیر مغانباده با محتسب شهر، حریفانه زدند
۳
جگر خویش فشردند و به ساغر کردندلاله سان، سوختگان تو چو پیمانه زدند
۴
دل ارباب وفا بر سر هم ریخته استدر حریمی که سر زلف تو را شانه زدند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth