خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بودگل داغ دل من انجمن آرای تو بود
۲
جلوه در آینه ام پرتو رخسار تو داشتسینه آتشکدهٔ حسن دلارای تو بود
۳
مژه بر هم نزدم آینه سان در همه عمربس که در دیدهٔ من ذوق تماشای تو بود
۴
دل شیدا شده ام داغ تمنّای تو داشتسر سودا زده ام خاک کف پای تو بود
صفحهٔ ۱ از ۳