شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۳۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بزم وصل است و غم هجر همان است که بوددل پر از حسرت دیدار، چنان است که بود
۲
نکهت وصل چه حاصل که چمن پیراشد؟بر رخ کاهیم آن رنگ خزان است که بود
۳
چه خماری ست که از خون دو عالم نشکست؟چشم مخمور همان دشمن جان است که بود
۴
سبحه در گردن من مصلحت وقت فکندور نه زنار من آن موی میان است که بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth