شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۳۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
محرومی وصال تو دل را نوید بودصبح امید آینه، چشم سفید بود
۲
در دیده می تپید چو بسمل به خون دلکز تیغ دوری تو نگاهم شهید بود
۳
شب داشتیم بزم خوشی با خیال توهوشم خراب بادهٔ گفت و شنید بود
۴
بر ما گذشت و بگذرد امّا ز حق مرنجکز شیوهٔ وفای تو دوری بعید بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth