خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می داردبه شوخی جاده را از آرمیدن باز می دارد
۲
رهایی کی توان از پنجهٔ گیرای صیّادی؟که تیغش خون ما را از چکیدن باز می دارد
۳
گران افتاد از بس پلّهٔ تمکین، خرامش رادل بی طاقتم را از تپیدن باز می دارد
۴
من دیدار بین با دورباش غمزه چون سازم؟نگه را از سر مژگان رسیدن باز می دارد
صفحهٔ ۱ از ۳