خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۳۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل بیگانه مشرب با نگاه آشنا داردهمان گرمی که با هم در میان، برق و گیا دارد
۲
ندارم فرصت آن کز سبو می در قدح ریزمبهار از رنگ گل پنداری آتش زیر پا دارد
۳
عجب نبود که جوهر حلقهٔ بیرون در گرددچنین کآیینه را عکس تو لبریز صفا دارد
۴
حباب از خویشتن چون بگذرد دریا کند خود راشکستن کشتیم را غرقهٔ آب بقا دارد
صفحهٔ ۱ از ۳