خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شور سودای تو در کودکی، استادم بودکوه و صحرا همه جا عرصهٔ فریادم بود
۲
سختی هجر، نزد شیشهٔ ناموس به سنگقاف تا قاف جهان بزم پریزادم بود
۳
رم آهوی ختن پیش دلم زانو زدسینه تا جلوه گه شوخی صیّادم بود
۴
ترک یادآوریش دفتر نسیانم دادآه اگر عهد فراموشی او یادم بود
صفحهٔ ۱ از ۳