شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۴۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آماده است تا مژهٔ ما به هم خوردسیلی کزو خرابهٔ دنیا به هم خورد
۲
از دل تلاطم و ز تو دامن فشاندنیاز یک نسیم لنگر دریا به هم خورد
۳
شد قیمتم شکسته ز انصاف طالبانلب در همین دعاست که سودا به هم خورد
۴
پاشد چنین اگر فلک، احباب را ز همنَبوَد عجب که عقد ثریّا به هم خورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth