خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی که سروِ تو شمع مزار من گرددچو گردباد به گردت غبار من گردد
۲
به رهگذار تو چندان رخ امید نهمکه وعده ات خجل از انتظار من گردد
۳
به جیب پیرهن از رشک، گل نیفشانیاگر دلت خبر از خار خار من گردد
۴
شکوه عشق نگر کز ره فتادگیماجل کناره کند گر دچار من گردد
صفحهٔ ۱ از ۲