خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۴۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو دادغنچه را جام شکفتن، لب خندان تو داد
۲
بامدادان نکنم پاره گریبان، چه کنم؟سینه ی صبح نشانی ز گریبان تو داد
۳
عمرها در طلب چشمهٔ حیوان بودمخضر شد خط و سراغم به زنخدان تو داد
۴
خنده بر صبح زدی عشرت هر روزهٔ منسر به جانم غم عالم، شب هجران تو داد
صفحهٔ ۱ از ۲