خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۵۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شراب اشک تلخم، چاشنی از نقل تر گیردگر آن شیرین پسر، بادام چشمم در شکر گیرد
۲
کف بی مایه نتواند، ره سیل خطر گیردهمان بهتر که ناصح آستین زین چشم تر گیرد
۳
اگر رفته ست اشک پی سپر تا دامن محشرمحال است از دل گم گشتهٔ عاشق خبر گیرد
۴
سمندر از صفیرش می کند آتشگه آراییهمای عشق مرغی را که زیر بال و پر گیرد
صفحهٔ ۱ از ۳