خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۵۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشد شبی که می خونم از سبو نچکدفشردهٔ جگر از چشم تر به رو نچکد
۲
که قطره ای به لبم می چکاند از یاریاگر تراوش تبخاله در گلو نچکد؟
۳
ز باده ای که دماغ امید تر سازماگر به ساغر من خون آرزو نچکد؟
۴
به خون خویش ز بس تشنه کرده عشق مرابه تیغ اگر کشدم خون من فرو نچکد
صفحهٔ ۱ از ۲