خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۵۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با یار نیست دوری ما راکمی هنوزدر عشق محرمیم به نامحرمی هنوز
۲
افشرده بود رنگ خزانم بهار راخون می چکد ز ناصیه خرمی هنوز
۳
با آن که گشته ام نمکستان خنده اتنالد دهان زخم، ز بی مرهمی هنوز
۴
از جلوه تو محفل سوز است سینه امدر دیده می تپد نگه ماتمی هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲