خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۵۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز ترکتازی آن نازنین سوار هنوزمرا غبار بلند است از مزار هنوز
۲
عجب که صبح قیامت ز خواب برخیزیچنین که بسته تو را چشم اعتبار هنوز
۳
از آن شبیکه به زلف توکرد شانه کشینمی رود دل و دستم به هیچ کار هنوز
۴
اگر چه خط ز طراوت فکنده حسن تو راکرشمه می چکد از چشم فتنه بار هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲