خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۵۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگل که پر از لخت جگر نیست کنارشبر سر نتواند زدن از شرم، بهارش
۲
از پرتو رخسار جهانسوز تو دارمآن شعله به دل، کآتش طور است شرارش
۳
در خورد زوالش نبود دولت دنیااین باده نیرزد به غم و رنج خمارش
۴
در سینهٔ من بس که شهید است تمنّادشتی ست که بر روی هم افتاده شکارش
صفحهٔ ۱ از ۲