خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۵۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای نثار ره تیغ تو سرافشانی شمعداغ سودای تو آرایش پیشانی شمع
۲
تا سحر در حرم وصل تو پا بر جا بودکس درین بزم ندیدم به گرانجانی شمع
۳
آنقدر ضبط زبان کردکه در بزم تو سوخترشک می آیدم از طرز سخندانی شمع
۴
خوش به آرام ازین مرحله در شبگیر استسفر از خود نتوان کرد به آسانی شمع
صفحهٔ ۱ از ۳