خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۵۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کرده عشق شعله خوب ریشه در جانم چو شمعاز زبان آتشین خود گدازانم چو شمع
۲
آستین نبود حریف دیده خونبار منکز تف دل آتشآلود است مژگانم چو شمع
۳
نیست غیر از تیغ، محرابی، سر تسلیم رامیخورم صد زخم جانفرسا و خندانم چو شمع
۴
دارم از چشم تر خود منت ابر بهاراشک گرمی میکند مژگان به دامانم چو شمع
صفحهٔ ۱ از ۲