خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۵۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشقبود دریا نمکپروردهٔ چشم تر عاشق
۲
به گوش جان صلای شهپر جبریل می آیددمی کز شوق جانان می تپد دل در بر عاشق
۳
تغافل تا به کی؟ دیر آشنا، بیرحم، بی پرواچه می آرد ببین، آن تیغ ابرو بر سر عاشق
۴
چه استغناست یارب نشئهٔ مهر و محبت را؟چو ماه نو ز خود سرشار گردد ساغر عاشق
صفحهٔ ۱ از ۳