خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف پریشان نهد، سلسله بر پای عشقبند دگر کوته است، از پر عنقای عشق
۲
دایرهٔ آسمان، زاویهٔ خاکدانتنگ تر از نقطه ای ست در بر پهنای عشق
۳
چاکتر از جیب ماست سینهٔ سینای دلپاکتر از چشم ماست، دامن صحرای عشق
۴
هان تو که بر ساحلی پهن و فراغت نشینکشتی ما خورده است، لطمهٔ دربای عشق
صفحهٔ ۱ از ۲