خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردملب زخمی ز دم تیغ تو خندان کردم
۲
سر شوریده دلان در خم چوگان من استبس که آشفتگی از زلف تو سامان کردم
۳
کام جانی که به زهر ستم انباشته بودبه خیال لب نوشت شکرستان کردم
۴
در بساط من دل دادهٔ دیدارپرستدیده ای بود که بر روی تو حیران کردم
صفحهٔ ۱ از ۳