خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدمخنده چون گل به وفاداری یاری نزدم
۲
بحر را حوصله ام غرق خجالت داردموج بی طاقت خود را به کناری نزدم
۳
به چه تقصیر فلک خاک به چشمم ریزد؟هیچگه دامن مژگان به غباری نزدم
۴
بر سرم فوج خزان از چه سبب می تازد؟خیمه چون لاله به دامان بهاری نزدم
صفحهٔ ۱ از ۲