خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۶۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز آواز خوش آن غنچه لب، تا دور شد گوشمبه خون آغشته تر از پنبه ناسور شد گوشم
۲
چه سان با اختلاط این منافق پیشگان سازم؟که از ساز مخالف کاسه طنبور شد گوشم
۳
ندارم چاره چون با ابلهان جز مستمع بودنچو صحرای قیامت، عرصه گاه شور شد گوشم
۴
کم از کژدم نباشد اختلاط تلخ گفتارانز بس نیش زبان خورد از خسان، رنجور شد گوشم
صفحهٔ ۱ از ۳