شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۷۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من روشن روان غافل به زندان بدن رفتمکشیدم آتشین آهی، چو شمع از خویشتن رفتم
۲
گران جان نیستم در گلستان چون سرو پا در گلسبک روحانه چون باد بهاران از چمن رفتم
۳
نشد بال و پر پروانه ام گرم از تف شمعیبساط زندگی افسرده بود، از انجمن رفتم
۴
کشند آزادگان وادی قدس انتظارم راوداعی ای گران جانان آب و گل که من رفتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth