خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهد از پای خم باده چه سان برخیزم؟من نیفتاده ام آن سان که توان برخیزم
۲
صبح محشر که سر از خواب گران بردارمهم به رخساره ی ساقی نگران برخیزم
۳
دست افتاده کسی نیست که گیرد، جز میاگر آید به کفم رطلل گران، برخیزم
۴
نظری بر دل زارم فکن ای نور قدیمرخ نما، تا ز ظلام حدثان برخیزم
صفحهٔ ۱ از ۲