خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقمنمیخیزد غبار من ز جا، افتادهٔ عشقم
۲
سر از احوال من عقل گران جان درنمیآردسراپای دو عالم گشتم و بر جادهٔ عشقم
۳
رموز معنی از من پرس، افلاطون چه میداند؟نیم از روستای عقل، شهریزادهٔ عشقم
۴
به اوج سدره پرواز مرا کی سر فرود آید؟قفسپروردهٔ تن نیستم، آزادهٔ عشقم
صفحهٔ ۱ از ۲