خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانممن غیر نی ای نیستم، از توست فغانم
۲
جز پرتو رخسار تو ای جان جهان نیستدر پردهٔ پنهانم و در عین عیانم
۳
گاهی به حرم می کشیم گه به خراباتای تار سر زلف تو، درگردن جانم
۴
جز روی تو منظور ندارم، همه بینمچون غیر تو موجود ندانم، همه دانم
صفحهٔ ۱ از ۲