خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن همدل شوریده می نالید و ناقوس برهمن هم
۲
نه ای هم چشم من، ای شمع محفل گریه کمترکنسرشک از دیده می بارید با من ابر بهمن هم
۳
تماشای گل و سنبل فریبد کی نگاهم را؟که چشمی می توانم آب داد از دود گلخن هم
۴
شب و روز دگر می بایدم از زلف و رخسارششب تاریک در یادش گذشت و روز روشن هم
صفحهٔ ۱ از ۳