خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نامه ات خواندم و می بایدم افشان کردنقطره ای چند سرشک از مژه غلتان کردن
۲
بعد ازین شکوه کنم پیشه که معلومم شددر دلت کرده اثر، شکوهٔ هجران کردن
۳
زده ای طعنه به حالم که چرا صبرت نیست؟هجر را صبر نیارد به دل آسان کردن
۴
گفته ای پیر شدی دل ز جوانان برگیرکافر عشق محال است مسلمان کردن
صفحهٔ ۱ از ۴