خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۷۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای طلعت سیمین بران آیینهٔ رخسار توصبح بناگوش بتان، یک پرتو از انوار تو
۲
شد ملک دلها سر به سر، از طرّهات زیر و زبرگبر و مسلمان خیرهسر، در حلقهٔ زنّار تو
۳
شبهای هجران شمهای، از بخت ظلمت زای منصبح قیامت لمعهای، از پرتو دیدار تو
۴
یا رب ندانم چون بود حال دل بیگانگانباشد نسیم آشنا، سرگشته در گلزار تو
صفحهٔ ۱ از ۴