خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رگ در تنم ز شورش سودا گسیختهپیوند من ز جان شکیبا گسیخته
۲
یارای عقل نیست عنان داریم دگرزنجیر من بهار به صحرا گسیخته
۳
الفت کم و غرور فراوان و عهد سستسررشتهٔ امید ز صد جا گسیخته
۴
اشک روان به بوم و برم تا چها کندسیلی چنین عنان مدارا گسیخته
صفحهٔ ۱ از ۲