خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو چشم آینه حیرانم از جمال کسیپری به شیشهٔ دل دارم از خیال کسی
۲
درین چمن به گل و لاله نازها دارمکه خون من چو حنا، گشته پایمال کسی
۳
نمی شود نکند جلوه، حسن بی پرواچه شد که آینه آب است از انفعال کسی
۴
جهانیان پی رسوایی همند تمامخدا کند که نپرسد کسی ز حال کسی
صفحهٔ ۱ از ۲