خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشیدی تیغ و ساغر، گشتی آتش، گفتیم چونیسرت گردم چه سانم؟ زندگی را تشنهٔ خونی
۲
اگر خواهی بگو تا آستین از پیش بردارمکه در هر دیده دارم از فراقت رود جیحونی
۳
به جیب قاصد اشکی، به صد حسرت روان کردمبه کویت نامهٔ لخت دلی، از شکوه مشحونی
۴
مزار عاشقان را ماتم افروزی نمی باشدمگر گیسو پریشان کرده باشد بید مجنونی
صفحهٔ ۱ از ۴