خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دستم داده دستی، برده در خونم فرو، دستیبه چاک سینه دارد غمزه دستی، در رفو دستی
۲
خوشا عهدی که با کوتاه دستان، لطفها بودشحمایل داشتم در گردن آن تندخو دستی
۳
کدامین دست، خالی داشتم تا سبحه گردانم؟که دستی رهن ساغر بود و در دست سبو دستی
۴
دل مجروح را، شور قیامت در گریبان کنسرت گردم، بکش گاهی، به زلف مشکبو دستی
صفحهٔ ۱ از ۲