خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقیهلال جام می گردد، به ایمان تو ای ساقی
۲
ز رنگت آتشین شد گل، ز لعلت ارغوانی، ملنگه را می کشد در خون، تماشای تو ای ساقی
۳
شکر بفکن، قدح بشکن، به شیرین خنده لب بگشامی و نقل است، با لعل شکرخای تو ای ساقی
۴
تو چون در جلوه آیی، لنگر تمکین نمی مانددلم را می برد از جا، تماشای تو ای ساقی
صفحهٔ ۱ از ۲