خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ناکامی گذشت، ای شاخ گل، دور از تو ایامیکسی را چون برآید کام دل از چون تو خودکامی؟
۲
درین مدت که آهم نامه بود و اشک من قاصدنه یاد از نامه ام کردی و نه شادم به پیغامی
۳
اگر عیبم به رسوایی کنی، داربم معذورتپی دل، هرگز ای نامهربان، ننهاده ای گامی
۴
توان افروخت شمع کشته از هر تار موی مندرین محفل که دارد دعوی عشق تو، هر خامی
صفحهٔ ۱ از ۴