خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاریکه زندان را نباشد بهتر از زنجیر، دیواری
۲
تغافل می کند تیغ تو تا کی با رگ جانم؟ز کفر بی سرانجامم، به جا مانده ست زنّاری
۳
خروشی دلخراش از رخنه های سینه می آیدصفیری می سراید در قفس، مرغ گرفتاری
۴
غبار تربتم، در چشم شیران خاک می ریزدخدنگی خورده ام از کیش مژگان ستمکاری
صفحهٔ ۱ از ۲