خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدا ما قد بدا فی الحبّ من بیداءِ اشواقیاَنل کأساً و اسکرلی، الا یا ایها السّاقی
۲
سرت گردم، لب خشک به زهر آغشتهای دارمفانّ القلب ملسوعٌ و ماء الدّنِ تریاقی
۳
محبت نامهٔ درد دلم را در بغل داردنمیخوانی چرا محبوب من، مکتوب مشتاقی؟
۴
نیم در عشقبازی، بیوفا، ای سستپیمانهابقیٰ ما قد مضی فی حبّکم، عهدی و میثاقی
صفحهٔ ۱ از ۲