شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید‌؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی ‌«امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار‌، گواه استحقاق است

دفتر سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن نیاز مریمی بوده‌ست و دردکه چنان طفلی سخن آغاز کرد
۲
جزو او بی او برای او بگفتجزو جزوت گفت دارد در نهفت
۳
دست و پا شاهد شوندت ای رهیمنکری را چند دست و پا نهی
۴
ور نباشی مستحق شرح و گفتناطقهٔ ناطق ترا دید و بخفت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth