خلوتی با حزین لاهیجی
بخش ۱۷ - حکایت
صفیر دل
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم که رندی به امّید سودپدر مرده ای را پسر خوانده بود
۲
طمع دوخت چشمش به مال یتیمپسر را بپرورد رند لئیم
۳
چو بگذشت سالی بران بیش و کمگرفت آن پسر پیش، راه ستم
۴
ره راست بگذاشت آن کج نهادبرافراشت رایت به فسق و فساد
صفحهٔ ۱ از ۶