خلوتی با حزین لاهیجی
بخش ۱۸ - حکایت
صفیر دل
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو کس را سر جنگ بود و ستیزبه هم کرده دندان و چنگال تیز
۲
یکی زان دو، سامان پیکار کردقبا جوشن و خود دستار کرد
۳
پدر گفتش ای خام بیهوده کوشاگر پخته ای، جوشن از صلح پوش
۴
گرت هست دامان فرصت به چنگفروکوب با نفس خود، طبل جنگ
صفحهٔ ۱ از ۱