خلوتی با مولانا
بخش ۱۸۳ - منع کردن دوستان او را از رجوع کردن به بخارا وتهدید کردن و لاابالی گفتن او
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت او را ناصحی ای بیخبرعاقبت اندیش اگر داری هنر
۲
درنگر پس را به عقل و پیش راهمچو پروانه مسوزان خویش را
۳
چون بخارا میروی دیوانهایلایق زنجیر و زندانخانهای
۴
او ز تو آهن همیخاید ز خشماو همیجوید ترا با بیست چشم
صفحهٔ ۱ از ۵