خلوتی با مولانا
بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت من مستسقیم آبم کَشدگرچه میدانم که هم آبم کُشد
۲
هیچ مستسقی بنگریزد ز آبگر دو صد بارش کند مات و خراب
۳
گر بیاماسد مرا دست و شکمعشق آب از من نخواهد گشت کم
۴
گویم آنگه که بپرسند از بطونکاشکی بحرم روان بودی درون
صفحهٔ ۱ از ۸