شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

بخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشست

دفتر سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همچو گویی سجده کن بر رو و سرجانب آن صدر شد با چشم تر
۲
جمله خلقان منتظر سر در هواکش بسوزد یا برآویزد ورا
۳
این زمان این احمق یک لخت راآن نماید که زمان بدبخت را
۴
همچو پروانه شرر را نور دیداحمقانه در فتاد از جان برید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth