خلوتی با جامی
بخش ۳
روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقتی صدیق اکبر رضی الله عنه در ایام خلافت خود در کنار کوچه های مدینه می گشت و بر در خانه خانه می گذشت ناگاه به خانه ای رسید و از آن خانه آواز گریه ای شنید که زنی بیتی می خواند و از دیده سرشک گرم می راند. مضمون بیت آنکه:
۲
ای طلعت تو به خوبی از ماه فزونپیش مه طلعت تو خورشید زبون
۳
زان پیش که دایه بر لبم شیر نهدبر یاد لب لعل تو می خوردم خون
۴
سماع آن بیت در دل صدیق رضی الله عنه اثر کرد در بکوفت، صاحب بیت بیرون آمد، از وی پرسید که آزادی یا بنده؟ گفت: بنده. فرمود که این بیت در هوای که می خواندی و این اشک از برای که می راندی؟
صفحهٔ ۱ از ۲