خلوتی با جامی
بخش ۴
روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کنیزکی مغنیه که به حسن غنا موصوف بود و به لطف نوا معروف، جمالی بی بدل داشت و حسنی بی خلل، روزی در منظر خواجه خود سازی می نواخت و غزلی می پرداخت.
۲
نوجوانی که در دل هوای او داشت و در سر سودای او در زیر منظر ایستاده بود و گوش بر آواز نهاده در وقت اشعار وی تأملی می کرد و از لذت الحان وی تمایلی می نمود.
۳
خرم آن دلداده محروم از دیدار دوستکز پس دیوار حرمان گوش بر گفتار اوست
۴
ناگه خواجه سر از منظر فرو کرد، جوان را دید. نزدیک خودش خواند و با خود بر یک مایده بنشاند. از هر جا با وی خبری می گفت و هر لحظه در هنری با وی گهری می سفت.
صفحهٔ ۱ از ۵