شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۴۵

روضهٔ ششم (در مطایبه)

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاعری پیش صاحب عباد قصیده ای آورد، هر بیت از دیوانی و هر معنی زاده طبع سخندانی. صاحب گفت: از برای ما عجب قطار شتر آورده ای که اگر کسی مهارشان بگشاید هر یک به گله دیگر گراید!
۲
همی گفتی به دعوی دی که باشدبه پیش شعر عذبم انگبین هیچ
۳
ز هر جا جمع کردی چند بیتیبه دیوانت نبینم غیر ازین هیچ
۴
اگر هریک به جای خود رود بازبجز کاغذ نماند بر زمین هیچ
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth